نمی دونم بعضیا چی از جونم می خوان
خستم کردن
یه سره اذیت می کنن
یه ادم دیوونه بی آزار مگه به شما ها چی کار داره
من این همه برات دل سوزوندم
چرا می خوای منو اذیت کنی
من که برا شما ها نمی نویسم که خوشتون بیاد یا نیاد
دنبال سبک ادبی فاخر می گردی یا دنبال ادبیات پست مدرنی
من هر چی احساس می کنمو می نویسم
می دونید که به عاقبتش فک نمی کنم
می دونم دوباره برای همینم مسخرم می کنید برام مهم نیست
اما از دست همتون خسته شدم
(((( اصلا با دوستای خوبم نبودم اون که باید بدونه خودش می دونه با کیم ))))
|
+| نوشته شده توسط
خسته در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386
|